مبانی تجارت فارکس

الگو های دو کندلی

  1. کندل شماره یک در این الگو باید یک کندل بلند و نزولی باشد.
  2. کندل شماره دو باید یک کندل صعودی باشد که حداقل 50 درصد از کندل شماره یک را بازگشت کند.
  3. فرم ایده آل الگو شمعی نافذ به این گونه است که یک گپ بین کلوز کندل شماره یک و اوپن کندل شماره دو وجود داشته باشد؛ ولی در بازار بین الملل و بازار ارزهای دیجیتال ممکن است الگوهای شمعی نافذی را مشاهده کنید که بدنه ها در پایین الگو در یک سطح قرار داشته باشند.

استراتژی الگوهای کندلی

همه معامله گران به دنبال روش هایی هستند که نقاط ورود و خروج مناسب را به آن ها نشان دهد یکی از روشی هایی که خیلی زود می تواند در نقاط حساس سیگنال هایی مبنی بر خروج از بازار یا ورود به بازار را به معامله گران بدهد الگوهای شمعی است.

به همین منظور در ادامه این مقاله قصد داریم تا در مورد تاریخچه، انواع این الگوها و نحوه استفاده از آن ها مطالبی را با شما در میان بگذاریم.

کندل استیک یا نمودار شمعی اولین باز توسط تجار برنج ژاپنی در سال 1600 میلادی مورد استفاده قرار می گرفت استفاده از این روش به آن ها کمک می کرد تا بتوانند روند قیمت در آینده را پیش بینی کنند.

اما نخستین کسی که این کندل ها را به شکل امروز نامگذاری و از آن ها استفاده کرده مونهیسا هما یک تاجر برنج ژاپنی بود که در قرن 17 میلادی زندگی می کرد. او با بررسی بازارها در گذشته و با شناسایی الگوهای مختلف شروع به دسته بندی آن ها به شکل امروز کرد و نام این روش نمایش قیمت را کندل استیک کذاشت.

سال ها بعد شخصی به نام استیو نیسو به شکل کاملا تصادفی این الگوها را پشت یادداشت هم اتاقی ژاپنی خود دید این اشکال موجب کنجکاوی او شد و در نهایت برای آشنایی بیشتر و کشف تمام اسرار این الگوها به ژاپن سفر کرد.

استیونیسون بعد از جستجوهای فراوان موفق به کشف اسرار این روش گردید و آن را با خود به غرب آورد و در معاملات روزانه خود از آن ها استفاده کرده. استفاده از کندل ها به قدری درصد موفقیت او را بالا برده بود که مردم گمان می کردند روشی جادویی پیدا کرده تا در سال 1990 کتابی با نام الگوهای شمعی ژاپنی از او منتشر شد در این کتاب نحوه استفاده از الگوها و انواع آن شرح داده شده بود.

• کتاب الگوهای شمعی ژاپنی استیونیسون امروز به عنوان یکی از منابع معتبر و کاربردی در زمینه شمع های ژاپنی در جهان مورد استفاده است.

ساده ترین و ابتدایی ترین روش نمایش قیمت نمودار خطی است. زیرا برای رسم این نمودار فقط از قیمت های بسته شدن(Close) استفاده می شود.

روش کار به این شکل است که قیمت بسته شدن در بازه زمانی مدنظر بر روی نمودار مشخص می شود سپس این قیمت ها به یکدیگر متصل شده و نمودار خطی ایجاد می شود.

نکته مهمی که باید به آن توجه کرد این است که این نمودار هیچ اطلاعاتی در مورد قیمت باز شدن، بالاترین قیمت و پایین ترین قیمت در اختیار معامله گران قرار نمی دهد.

نمودار میله ای از یک خط عمودی و دو زبانه در قسمت چپ و راست آن تشکیل شده است. پایین ترین قسمت میله نشان دهنده کمترین قیمت و بالاترین قسمت میله نشان دهنده بیشترین قیمت در بازه معاملاتی مدنظر است. برای نشان دادن قیمت باز شدن و بسته شدن از زبانه های سمت چپ و راست میله استفاده می شود به این ترتیب که زبانه سمت چپ نشان دهنده قیمت باز شدن و زبانه سمت راست نشان دهنده قیمت بسته شدن است.

• پیش از شناخت الگوهای ژاپنی در کشورهای غربی نمودار میله ای متداول ترین شیوه ای بود که تحلیل گران غربی از آن استفاده می کردند.

برای نمایش میله صعودی زبانه کوچکی که سمت چپ خط عمودی قرار دارد باید بالاتر از زبانه سمت راست باشد به این ترتیب یه میله صعودی تشکیل گردیده است.

از نظر بسیاری از معامله گران نمودار شمعی همان نمودار میله ای است که از چهار قیمت بازشدن، بسته شدن، بالاترین قیمت و پایین ترین قیمت تشکیل شده است که از نظر بسری جذاب تر و تفسیر آن راحت تر است.

یکی از تفاوت های اصلی این نمودار و نمودار میله ای نحوه نمایش آن است به طوری که برای نشان دادن قیمت باز شدن و بسته شدن مستطیلی عمودی و تو پر رسم می شود. برای نمایش بالاترین قیمت خطی در بالای این مستطیل و برای نمایش پایین ترین قیمت خطی در پایین این مستطیل رسم می شود که به آن سایه یا فیتیله می گویند.

در حالت کلاسیک معمولا این کندل ها به رنگ سیاه و سفید نمایش داده می شوند اما امروزه برای جلو بیشتر از رنگ سبز و قرمز نیز در نمایش کندل ها استفاده می شود. رنگ سفید و سبز برای کندل های صعودی و رنگ سیاه و قرمز برای نمایش کندل های نزولی استفاده می شود.

اولین شرطی که برای استفاده از این الگوهای باید در نظر داشته باشید روند حاکم بر بازار است. یعنی اگر روند نموداری که آن را بررسی می کنید صعودی باشد مشاهده الگوهای بازگشتی صعودی در این روند بی معنی است اما اگر الگوهای بازگشتی نزولی در چنین روندی مشاهده شود می تواند به عنوان اخطاری برای پایان روند صعودی باشد.

دومین شرطی که باید آن را مدنظر قرار دهید. بررسی این الگوها در جایگاه مناسب است. اگر در یک روند صعودی هستید ابتدا باید مقاوت های پیش رو را رسم نمایید اگر کندل بازگشتی نزولی در نزدیکی این مقاوت مشاهده کردید اعتبار الگو افزایش می یابد در غیر این صورت ممکن است الگو به راحتی فیل شود.

برای الگوهای بازگشتی صعودی نیز همین شرایط صادق است یعنی شما باید این الگوها را در نزدیکی یک مقاومت مشاهده کنید تا اعتبار آن افزایش یابد.

• دامنه پیش بینی کندل های صعودی 2 تا سه کندل است. یعنی اگر الگوی کندل مشاهده کردید به وسیله آن می توانید دو تا سه کندل آینده را پیش بینی کنید. بهتر است از این روش در کنار سایر روش های تحلیل تکنیکال استفاده نمایید.

• مشاهده الگوهای کندلی در نزدیکی یک حمایت و مقاومت به منزله تغییر روند از صعودی به نزولی یا عکس نیست بلکه می تواند بازار را وارد حال رنج یا نوسانی نماید.

• در این حال منظور بدنه کندل است. اگر کندلی داشته باشیم که بزرگ باشد اما بخش اعظم آن را سایه ها تشکیل داده باشند در واقع کندلی ضعیف خواهیم داشت.

۵ مورد از قدرتمندترین الگوهای بازگشتی که هر تریدر باید بداند!

در این مقاله ، ما در مورد پنج الگوی بازگشتی بسیار قدرتمند و قابل اطمینان در بازار های بورس بحث و کنکاش خواهیم کرد. به طور کلی ، الگوهای بازگشتی پتانسیل بسیار بالایی در ارائه‌ی نسبت ریسک به ریوارد (risk-reward) مطلوب دارند. لذا خواهیم آموخت که چطور از طریق شناسایی این الگوها معاملات پر بازده ای را تجربه کنیم.

الگوهای بازگشتی در واقع تغییر جهت از بازارهای افزایشی به بازارهای نزولی و بالعکس را نشان می دهند. ما می توانیم جهت پیش بینی حرکات الگو های دو کندلی آینده از این الگوها استفاده کنیم و همچنین در مواقع لازم معاملات را به شکل باز یا بسته قرار دهیم.

الگوهای بازگشتی سر و شانه چیست؟ (Head & Shoulders)

الگوهای Head & Shoulders جزو الگوهای بازگشتی بسیار منحصر به فرد می باشند. آن ها یک ساختار نموداری هستند که توسط سه قله ی قیمتی ایجاد می شوند. دو قله در قسمت پهلو یا کناره ها که اغلب دارای ارتفاع یکسانی هستند، و قله ی دیگر در وسط و بالاترین نقطه قرار دارد.

آن ها قدرتمندترین الگوهای بازگشتی در بازار بورس محسوب می شوند. این الگوها دقیقاً از نام خود تبعیت می کنند به این صورت که دارای یک سر (Head) در وسط، و دو شانه (Shoulders) در کناره های خود می باشند. در روند های صعودی ، قیمت، یک قله را تشکیل می دهد که درواقع همان شانه سمت چپ می باشد.بعد از آنکه اصلاحات فنی انجام شد ، قیمت یک قله ی بالاتری را به عنوان Head یا سر شکل می دهد.

در آخر نیز ، قیمت یک سطح بیشینه ی کاهشی(lower high) ایجاد می کند که شانه راست مجموعه می باشد. خطی که هر سه دره را به هم متصل می کند ، خط گردن یا Neckline نامیده می شود. تأیید این الگو پس از آنکه Neckline شکسته شد، صورت می گیرد. لحظه ای که Neckline شکسته می شود درواقع یک سیگنال بازگشتی نیز تولید می شود و دقیقاً لحظه ای است که شما باید به دنبال پوزیشن یا موقعیت خرید یا فروش باشید.

به مثال زیر توجه کنید :

الگوهای بازگشتی

الگوهای بازگشتی bearish، سر و شانه های معکوس

الگوهای بازگشتی دو قله ودره چیست؟ (Double Top & Bottom)

الگوهای دو قله و دو دره هر دو جزو الگوهای بازگشتی هستند.الگوهای دو قله در اغلب اوقات پس از یک روند صعودی قابل توجه و مفید رخ می دهند. در روند های صعودی ، قیمت، همیشه قله های افزایشی و یا کمینه های افزایشی (higher low) را ایجاد می کند.

این الگوهای اصطلاحاً دوقلو توسط دو قله با ارتفاع یکسان تشکیل می شوند. موقعیت دو قله با ارتفاع یکسان، پس از آنکه یک روند صعودی رخ داد، نشان دهنده ی این است که خریداران در وضعیت از دست دادن قدرت خرید خود هستند.

پایین ترین و آخرین سطح بین دو قله trigger line نامیده می شود. این الگوهای بازگشتی تنها زمانی تکمیل می شود که خط تریگر(trigger line) بریک اوت (breakout) شود. زمانی که این اتفاق می افتد، درواقع سیگنالی برای ما خواهد بود تا به تغییرات قیمت جهت رسیدن به موقعیت فروش توجه داشته باشیم.

دو دره (double bottom) دقیقاً برعکس الگوی دو قله عمل می کنند و معمولاً پس از روندهای نزولی مورد توجه قرار می گیرند. در روندهای نزولی ، قیمت دره های کاهشی (lower bottoms) و ارتفاع های کاهشی (lower heights) را ایجاد می کند.

در الگوهای بازگشتی دو دره ، قیمت، دو دره در یک سطح ایجاد می کند و فروشندگان موفق به ایجاد دره های کاهشی (lower bottom) نمی شوند. این حالت نشان می دهد که فروشندگان قدرت خود را از دست داده اند و فرصتی پیش می آید تا یک روند معکوس یا بازگشتی به وجود آید.

این الگوها زمانی تکمیل می شوند که خط تریگر (trigger line) ،که بین دو دره قرار دارد، توسط قیمت شکسته شود.

الگو شمعی نفوذی (piercing line)

الگو شمعی نافذ یا پیرسینگ (piercing) یگ الگو شمعی است که می تواند اخطار تغییر روند نزولی به صعودی را به ما بدهد. این الگو، یک الگوی دو کندلی است و در انتهای حرکت های نزولی شکل می گیرد.

ویژگی های الگو شمعی نافذ

ویژگی های الگو شمعی نافذ

  1. کندل شماره یک در این الگو باید یک کندل بلند و نزولی باشد.
  2. کندل شماره دو باید یک کندل صعودی باشد که حداقل 50 درصد از کندل شماره یک را بازگشت کند.
  3. فرم ایده آل الگو شمعی نافذ به این گونه است که یک گپ بین کلوز کندل شماره یک و اوپن کندل شماره دو وجود داشته باشد؛ ولی در بازار بین الملل و بازار ارزهای دیجیتال ممکن است الگوهای شمعی نافذی را مشاهده کنید که بدنه ها در پایین الگو در یک سطح قرار داشته باشند.

بررسی الگو شمعی نافذ در نمودار واقعی

تصاویر زیر مربوط به نمودار فولاد مبارکه در تایم فریم روزانه است.

بررسی الگو شمعی نافذ در نمودار واقعی

در تصویر زیر کندل شماره یک، یک کندل نزولی است که در انتهای یک حرکت نزولی شکل گرفته است، کندل شماره دو یک کندل صعودی است که حداقل 50 درصد از کندل شماره یک را بازگشت کرده است. در این تصویر بین اوپن کندل شماره دو و کلوز کندل شماره یک، یک گپ نیز مشاهده می شود که همین باعث می شود فرم این الگو، یک فرم ایده آل باشد. این ویژگی ها باعث تشکیل یک الگو شمعی نافذ شده است که به ما اخطار تغییر روند صعودی به نزولی را می دهد.

بررسی الگو شمعی نافذ در نمودار واقعی

در تصویر زیر نیز کندل شماره یک کندل نزولی است و کندل شماره دو یک کندل صعودی است که حداقل 50 درصد کندل شماره یک را بازگشت کرده است. در این الگو نیز بین اوپن و کلوز کندل ها گپ وجود دارد. توجه کنید که این الگو ممکن است که الگو شمعی نافذ باشد ولی شکل ایده آل نیست، چون اندازه کندل شماره یک بسیار کوچک است.

الگوهای پوشا در کندل استیک

الگوهای کلاسیک کندل استیک می توانند صعودی یا نزولی باشند و بر اساس تعداد کندلی که این الگوها الگو های دو کندلی تشکیل می دهند به سه گروه تک کندلی، دو کندلی و سه کندلی تقسیم می شوند. تشکیل الگوهای کندل استیک در سطوح حمایت یا مقاومت و یا به عبارتی هنگامی که به انتهای روندی میرسند می توانند سیگنالی برای تغییر روند محسوب شوند.

تشکیل هر کدام از این الگوها دارای شرایط و ضوابط خاصی می باشد. برخی از الگوهای صعودی شامل الگوی تک کندلی چکش، الگوی دو کندلی پوشای صعودی، الگوی سه کندلی سه سرباز سفید هستند. برخی از الگوهای نزولی نیز شامل الگوی تک کندلی مرد آویزان، الگوی دو کندلی پوشای نزولی و الگوی سه کندلی سه کلاغ سیاه می باشند.

از مهم ترین الگوهای دو کندلی الگوهای پوشا (engulfing) هستند که الگوهای بازگشتی می باشند. الگوهای بازگشتی الگوهایی هستند که بعد از مشاهده ی آنها انتظار داریم روند تغییر جهت بدهد. این الگوها از دو کندل با رنگهای متفاوت تشکیل شده و به این دلیل به این الگوها پوشا گفته می شود که بدنه ی کندل دوم کاملا بدنه ی کندل اول را پوشش می دهد. به طور کلی دو نوع الگوی پوشا وجود دارد: الگوی پوشای صعودی و الگوی پوشای نزولی.

منظور ما از پوشش، پوشش بدنه ها و نقاط باز و بسته شدن قیمت است و به high و low ها یا به اصطلاح شاخ و دم ها کاری نداریم. در حالت استاندارد شاخ و دم کندل اول را نیز در بر می گیرد ولی حتی اگر شدوی کندل اول از کندل دوم بالاتر هم رفته باشد، مادامی که بدنه ی کندل دوم بدنه ی کندل اول را پوشش داده است، پوشا در نظر گرفته می شود.

الگوی پوشای نزولی معمولا در انتهای روند صعودی هنگامی که قیمت به یک سطح مقاومت قوی برخورد می کند و دیگر نمی تواند بالاتر برود شکل می گیرد. این الگو نشان دهنده ی این است که قدرت فروشنده ها خیلی بالا رفته است و به اصطلاح بازار در دست خرس هاست. با مشاهده ی این الگو انتظار اتمام روند صعودی و شروع روند نزولی را داریم. در این الگو کندل اول سبز رنگ و صعودی، و کندل دوم قرمز رنگ و نزولی است.

مهم این است که در الگوهای پوشای نزولی نقطه ی باز شدن کندل قرمز رنگ هم سطح یا بالاتر از کندل سبز رنگ باشد و بهتر است که شاخ و دم کندل سبز رنگ را هم در بر بگیرد. نکته ی قابل توجه این است که هر چقدر گپ قیمتی بین بسته شدن کندل اول و باز شدن کندل دوم بیشتر باشد، این الگو از اعتبار بیشتری برخوردار است. هم چنین در الگوی پوشای نزولی باید نقطه ی بسته شدن کندل دوم نیز پایین تر از نقطه ی باز شدن کندل قبل از خودش باشد.

در الگوی پوشای صعودی عکس مطالب بالا صدق می کند. الگوی پوشای صعودی در انتهای روند نزولی و هنگامی که قیمت به یک سطح حمایت قوی برخورد می کند ایجاد می شود. این الگو از دو کندل که اولی نزولی و دومی صعودی است تشکیل می شود. بعد از مشاهده ی این الگو انتظار اتمام روند نزولی و شروع روند صعودی را داریم. در این الگو کندل اول به رنگ قرمز و کندل دوم به رنگ سبز می باشد. کندل اول که کوچک و منفی است نشان می دهد که فروشنده های سهم در روز اول قدرتی نداشته اند. کندل دوم که مثبت و بزرگتر است نشانه ی توقف قدرت فروشنده هاست و حجم معاملات در این کندل بسیار بیشتر است به طوری که خریداران آنقدر می خرند که دیگر فروشنده ای باقی نمی ماند. اگر بر اساس این الگو می خواهید خرید انجام دهید بهتر است حد ضرر را در پایین ترین نقطه ی کندل صعودی قرار دهید. اگر بدنه ی کندل دوم آن قدر بزرگ باشد که نه تنها کندل قبلی که حتی بدنه ی چندین کندل قبل از خودش را پوشش بدهد، این الگو قدرت و اعتبار بیشتری دارد.

این نکته حائز اهمیت است که الگوهای کندلی به تنهایی اعتبار لازم برای تصمیم گیری در خرید و فروش را ندارند. به عبارتی این الگوی کندلی نیست که روند را تغییر می دهد؛ بلکه تغییرات روند بازار خود را به صورت الگوهای کندلی به ما نشان می دهد. در کنار الگوهای کندلی باید از یک یا چند ابزار دیگر مثل سطوح حمایت و مقاومت یا سطوح فیبوناچی یا اندیکاتور میانگین متحرک یا بولینگر باند و . نیز استفاده کرد ولی نکاتی وجود دارد که با در نظر گرفتن آنها اعتبار و قدرت الگو افزایش پیدا می کند. برای مثال همان طور که قبلا هم اشاره کردیم در الگوهای پوشا هر چقدر اندازه ی بدنه ی کندل دوم بزرگتر و اندازه ی بدنه ی کندل اول کوچکتر باشد، اعتبار الگو بیشتر است. همچنین وجود الگوی پوشای صعودی در نزدیکی خط حمایت می تواند سیگنال خرید، و وجود الگوی پوشای نزولی در نزدیکی خط مقاومت می تواند سیگنال فروش در نظر گرفته شود. در نظر داشته باشید الگوهای کندلی به ما حد سود هم نمی دهند. برای پیدا کردن حد سود باید از سایر معیارهای تحلیل تکنیکال استفاده کنیم یا حد سودمان را با استفاده از گذشته ی قیمت و سطوح حمایت پیدا کنیم.

آموزش الگو های کندل استیک ها “شمع های ژاپنی”

آموزش الگوهای کندل استیک در تحلیل تکنیکال مبندی

الگو‌های پایه کندل استیک ژاپنی (شمعی ژاپنی) ؛ به نظر شما الگوهای اسپینیگ تاپ مارابوزو و دوجی چه شباهاتی با یکدیگر دارند؟ بطور کلی باید بدانید تمامی این الگو‌های نام برده شده همگی جزو کندل استیک‌های ژاپنی (شمعی ژاپنی) به شمار می‌روند که در این مقاله به آموزش الگو های کندل استیک شمع‌های ژاپنی می‌پردازیم. توصیه می‌کنیم با ما همراه بمانید تا باهم نگاهی به این کندل استیک‌ها بیندازیم و معنی آن‌ها در شرایط قیمت‌گذاری را متوجه شویم.

الگوی شمع ژاپنی چیست؟

طبق آمار و تاریخچه تحلیل تکنیکال قدمت الگوهای شمعی به ۲۰۰ سال قبل باز می‌گردد، در آن زمان ژاپنی‌ها از الگوهای شمعی جهت بررسی و تحلیل قیمت برنج استفاده می‌شد. الگوها در این نوع به دودسته تک شمعی و چند شمعی تقسیم‌بندی می‌شوند، اما معمولا تعداد شمع‌ها بیشتر از ۵ نمی‌شود و اغلب از آن‌ها جهت تعیین نقطه‌های بازگشتی استفاده می‌گردد.

نام دیگری که برای الگوهای تک شمعی وجود دارد، کندل استیک است که در تحلیل تکنیکال از آن برای نمایش قیمت‌ها و رسم نمودار استفاده می‌شود. اگر از شمع‌ها به صورت تکی استفاده شود از نحوه ترکیب آن‌ها برای تحلیل و بررسی روند آینده قیمت استفاده می‌شود. اصلی‌ترین دلیل محبوبیت کندل استیک‌های ژاپنی این است که استفاده از آن‌ها تقریبا ساده است و تشخیص حالت نزولی و صعودی در آن‌ها نسبت با سایر الگو‌ها از وضوح بیشتری برخوردار است.

کندل استیک و یا شمع ژاپنی چیست

انواع الگو های کندل استیک

به طور کلی انواع کندل استیک‌ها به دو دسته کندل‌های صعودی و نزولی تقسیم‌بندی می‌شوند، در این بین الگوهای نزولی نشان دهنده بازار خرسی و کندل‌های صعودی نشان دهنده بازار گاوی می‌باشد. که در ادامه به معرفی مهم ترین موارد می پردازیم.

کندل اسپینینگ‌ تاپ:

کندل استیک های ژاپنی که سایه پایین و بالای آن ها بلند است و بدنه کوچکی‌دارند اسپینینگ‌تاپ نامیده می شوند؛ اما ر‌نگ‌بدنه‌ در این کندل خیلی مهم‌ نیست، الگوی بالایی اسپینیگ تاپ‌ نشان دهنده تردید بین فروشندگان و خریداران است.
بدنه کوچک این کندل ( اعم از اینکه خالی باشد و یا پر باشد ) نشان دهنده مقدار ناچیزی از تحرک سهم در بازه زمانی که سهم در بازار باز‌ و بسته شده است و سایه ها نشان دهنده این است که هم خریدار و هم فروشنده در حال رقابت باهم‌ هستند اما هیچ کدام نمی توانند دست بالا را داشته باشند. در حالی که روند در بازار شروع به حرکت می‌کند، با تغییرات اندکی به پایان می‌رسد و قیمت‌ها از زمان شروع تا پایان بازار به صورت قابل توجهی افزایش یا کاهش می‌یابد؛ اما قدرت در خریداران و فروشندگان تقریبا برابر است و اینگونه نتیجه مساوی خواهد بود. .

انواع کندل استیک ژاپنی در تحلیل تکنیکال

اگر کندل اسپینینگ‌ تاپ در موقعیتی که سهم صعودی است به وجود آید معمولا به این نتیجه می‌رسیم که خریدار زیادی باقی نمانده است و نتیجه بلعکس (نزول سهم) نیز قابل پیش بینی می‌باشد؛ اما اگر کندل اسپینینگ تاپ در موقعیتی که سهم نزولی است به وجود آید، معمولا این مفهوم را دارد که فروشنده زیادی باقی نمانده و نتیجه بلعکس نیز (صعود سهم) قابل پیش بینی می‌باشد.

کندل مارابوزو:

به الگو های دو کندلی زبان ساده کندل مارابوزو به این معنی است که بدنه‌ی کندل بدون سایه است؛ کلمه مارابوزو در زبان ژاپنی معنی (سر طاس) یا (سر تراشیده شده) است. به همین دلیل این کندل‌ها با عنوان کندل طاس یا کندل تراشیده شده نیز شناخته می‌شوند که نشان دهنده کندلی تمام بدنه و بدون سایه می‌باشد.

با توجه به این که بدنه کندل خالی و یا پر باشد، بالا و پایین رفتن قیمت نیز همانند شروع و پایان‌قیمت در بازار هستند..

دو نمونه کندل مارابوزو را در تصویر زیر مشاهده کنید:

کندل مارابوزو

کندل مارابوزو سبز دارای بدنه بلندی است که سایه‌ای ندارد، قیمت بازشده برابر با حداقل قیمت و قیمتی که سهم بسته شده حداکثر قیمت سهم می‌باشد؛ یا به زبان ساده به معنی این است که کندل با پایین ترین‌ قیمت باز شده و در بالاترین قیمت بسته شده.

این کندل یک کندل بسیار پوشای صعودی است و نشان دهنده این است که خریداران کنترل کننده کل بازار آن سهم‌در آن بازار بوده اند. معمولا این کندل اولین‌قدم در ادامه این روند و یا الگوی معکوس صعودی می‌باشد.

کندل مارابوزو قرمز دارای بدنه بلندی می‌باشد که سایه‌ای ندارد، قیمت باز شده برابر است با حداکثر قیمت و قیمت بسته شده حداقل قیمت سهم می‌باشد، یا به زبان ساده به معنی این است که کندل با بالا ترین‌قیمت‌باز شده و در با پایین‌ترین قیمت نیز بسته شده.

این کندل یک کندل بسیار پوشای نزولی به شمار می‌رود و نشان‌دهنده این است که فروشندگان کنترل کننده کل بازار آن سهم‌در آن بازار هستند. معمولا این کندل اولین‌قدم در ادامه روند و یا الگوی معکوس نزولی است. براساس جایی که کندل مارابوزو قرار گرفته و رنگی کندل دارد به راهنمایی‌های زیر توجه کنید:

  1. اگر کندل مارابوزو سبز در موقعیتی که سهم صعودی است به وجود آید نشان دهنده این می‌باشد که این روند احتمالا ادامه دار است.
  2. اگر کندل مارابوزو سبز در موقعیتی که سهم نزولی است به وجود آید نشان دهنده این می‌باشد که این روند احتمالا بلعکس شود.
  3. اگر کندل مارابوزو قرمز در موقعیتی که سهم نزولی است به وجود آید نشان دهنده این می‌باشد که این روند احتمالا ادامه دار است.
  4. اگر کندل مارابوزو قرمز در موقعیتی که سهم صعودی است به وجود آید نشان دهنده این است که این روند احتمالا بلعکس شود.

انواع کندل کندل مارابوزو در تحلیل تکنیکال

کندل های دوجی:

کندل دوجی نشان دهنده نمودارهایی است که قیمت آغاز و پایان آن یکسان باشند و یا بدنه آن‌ها به شدت کوتاه باشند. کندل دوجی باید دارای بدنه کوچکی باشد که به صورت یک خط نازک ظاهر می‌شود.
کندل استیک‌های دوجی نشان دهنده تردید و کشمکش بین فروشنده و خریدار برای تثبیت موقعیت است، در این موارد قیمت‌ها در هنگام آغاز بازار حرکت بالا و پایین دارند؛ اما در پایان در قیمت نزدیکی به قیمت زمان شروع بازار، بسته می‌شوند. در نهایت هیچ کدام ازخریدار و فروشنده بازار را کنترل نخواهند کرد و نتیجه در نهایت بین آن‌ها مساوی است.

کندل‌های دوجی به ۴ شکل تقسیم‌می شوند:

انواع کندل دوجی در تحلیل تکنیکال

اندازه سایه‌های بالایی و پایینی الگو های کندل استیک دوجی می‌تواند متفاوت باشد که در نتیجه کندل استیک‌های فارکس می‌تواند به اشکالی شبیه یک صلیب، صلیب برعکس و یا علامت به علاوه شباهت داشته باشند. کلمه دوجی می‌تواند به هر دو حالت جمع و یا مفرد کندل اشاره کند.

زمانی که دوجی در نمودار شکل می‌گیرد، باید توجه ویژه‌ای به الگو‌های کندل استیک‌های پیشین داشته باشید.
اگر کندل دوجی پس از کندل‌های بلند با بدنه خالی (همانند کندل ماربوزو سبز) تشکیل شوند، کندل دوجی نشان دهنده این است که خریداران خسته و قدرت خرید ضعیف شده است.

برای اینکه افزایش قیمت ادامه دار باشد به خریداران بیشتری نیاز است که در این حالت خریدار بیشتری موجود نیستند و فروشندگان حاضر، منتظر این هستند که در این شرایط وارد شوند و قیمت را پایین آورند.

(کندل سفید نشان از کندل صعودی می‌باشد.)

کندل دوجی در تحلیل تکنیکال

اگر کندل دوجی پس از کندل‌های بلند با بدنه پر (همانند کندل ماربوزو قرمز) تشکیل شوند، کندل دوجی نشان دهنده این است که فروشندگان خسته و فروش ضعیف شده است. برای اینکه قیمت کاهش داشته باشد به فروشندگان بیشتری نیاز است که در این حالت فروشندگان بیشتری موجود نیستند و خریداران حاضر منتظر این هستند که در این شرایط در پایین‌ترین قیمت موجود وارد بازار شوند.

(کندل سیاه نشان از کندل نزولی میباشد)

الگوهای کندل استیک دوجی سیاه

زمانی که به دلیل کمبود فروشنده افول سهم مشخص هست، در این‌ وضعیت برای اینکه این شرایط تغییر کند به قدرت خرید نیاز است. برای تشخیص این کندل، به بسته شدن کندل سفید بالای کندل سیاه زمان شروع دقت کنید.

جمع بندی:

در این مطلب به طور کلی به آموزش الگو های کندل استیک پرداخته شد، امیدواریم با استفاده از این مطالب بتوانید اطلاعات لازم در این رابطه کسب کرده باشید و تصمیمات معاملاتی خود را بر اساس نکاتی که به شما گوش زد شده است انجام دهید…

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا