ویدئوی فارکس

مراحل تحلیل فاندامنتال بورس

در تحلیل فاندامنتال ( تحلیل بنیادی ) این عوامل اقتصادی است که بر عرضه و تقاضا تاثیر می گذارد و باعث افزایش ٬ کاهش و یا ثابت ماندن قیمت سهم می شود. یک تحلیل گر فاندامنتال تاثیر تمام فاکتور های مربوط را بر روی قیمت هر چیزی بررسی می کند تا در نهایت بتواند ارزش ذاتی آن سهم یا هرکالای سرمایه ای دیگر را محاسبه کند.

تحلیل تکنیکال یا تحلیل بنیادی ؟

جنگ بین تحلیل گران تکنیکال و بنیادی سابقه ای تاریخی دارد و به دهه های اخیر محدود نمی شود. گاهی جنگ بین طرفداران این دو مکتب تحلیل گری به قدری بالا می رود که می توان آن را با مشاجره های مرسوم بین طرفداران استقلال و پرسپولیس مقایسه کرد.

طرفداران تحلیل تکنیکال به این جریان اعتقاد دارند همه اطلاعات مهم بازار در نمودار قیمت و حجم معاملات منعکس شده است در حالی که معامله گران بنیادی بر روی اطلاعات مالی شرکت‌ها تمرکز دارند. اطلاعاتی مانند ترازنامه، حساب سود و زیان، جریان وجوه نقد، EPS و DPS از جمله فاکتورهایی هستند که برای تحلیل‌گران فاندامنتال مهم هستند.

در تحلیل فاندامنتال ( تحلیل بنیادی ) این عوامل اقتصادی است که بر عرضه و تقاضا تاثیر می گذارد و باعث افزایش ٬ کاهش و یا ثابت ماندن قیمت سهم می شود. یک تحلیل گر فاندامنتال تاثیر تمام فاکتور های مربوط را بر روی قیمت هر چیزی بررسی می کند تا در نهایت بتواند ارزش ذاتی آن سهم یا هرکالای سرمایه ای دیگر را محاسبه کند.

ارزش ذاتی در اصل بیان می کند که قیمت فعلی سهم ٬ طلا یا ارز و … آیا ارزش واقعی آن کالا است یا خیر. برای مثال وقتی تحلیل گر سهم X را بررسی می کند و به این نتیجه می رسد که قیمت این سهم باید ۴۰۰ تومان باشد ولی در حال حاضر ۲۰۰ تومان است به این نتیجه می رسد که این سهم برای سرمایه گذاری مناسب است و ارزش ذاتی سهم ۴۰۰ تومان است. (برای درک بهتر این موضوع مطلب تفاوت ارزش و قیمت که مثال های بیشتری مراحل تحلیل فاندامنتال بورس در این ارتباط دارد را حتما بخوانید.)

تحلیل تکنیکال یا بنیادی

هر دو روش تحلیل گری تکنیکال و بنیادی به دنبال پاسخ دادن به یک سوال هستند!؟ اینکه قیمت سهم در آینده تمایل به نزول دارد و یا صعود. در واقع آنها هر دو به دنبال پاسخ دادن به یک سوال از دو راه مختلف هستند.

سبک تحلیل تکنیکال و بنیادی چگونه است ؟

تحلیل گر بنیادی علت های تغییر قیمت را بررسی می کند در حالی که تحلیل گر تکنیکال تاثیر این علت ها بر قیمت را به چالش می کشاند. تحلیل گر تکنیکال تنها چیزی که برای پیش بینی قیمت آینده سهم نیاز دارد خود قیمت است. او نیازی به این ندارد که بداند دلیل تغییرات قیمت سهم چیست او فقط خود قیمت و حجم معاملات را برای پیش بینی اش نیاز دارد.

اما تحلیل گر بنیادی به دنبال فهمیدن دلیل و علت تغییرات قیمت است. اگر قیمت سهم های پالایشگاهی بالا رفته به خاطر افزایش قیمت نفت است و یا دلیل دیگری دارد؟

تحلیل گران تمایل دارند یکی از این دو سبک تحلیل را برای معامله گری انتخاب کنند. ولی بهترین کار این است که هر دو این سبک ها را برای رسیدن به یک استراتژی معاملاتی بهینه به کار گرفت. استراتژی که می تواند سود های بسیاری را برای معامله گر به ارمغان بیاورد.

تحلیل تکنیکال و بنیادی دو بال پرواز

تحلیل تکنیکال و بنیادی همانند دو بال برای پرواز هستند. عدم وجود هرکدام مانع از پرواز کردن می شود.

تحلیل تکنیکال و بنیادی دو بال برای پرواز

برای درک بهتر این تفاوت ها مثال زیر را در نظر بگیرید:

سهم X را در نظر بگیرید که در حال حاضر قیمتش ۲۰۰ تومان است. قرار است خط تولید جدید شرکت تا چند ماه آینده افتتاح شود ولی غیر از افراد با نفوذ و مدیران شرکت اشخاص دیگر از این خبر اطلاعی ندارند و این خبر هنوز رسانه ای نشده است.

حالا افراد آگاه از این خبر سهم را می خرند و به دوستان و آشنایان نیز پیشنهاد می کنند که این سهم را بخرند. با خرید این سهم قیمت سهم افزایش پیدا می کند و همچنین در حجم معاملات سهم تغییراتی مشاهده می شود.

نشانه های اولیه برای تحلیل گران تکنیکال آشکار می شود. در ابتدای حرکت سهم افرادی که رانت دارند و از آینده سهم خبر دارند وارد سهم می شوند. در ادامه افراد حرفه ای تکنیکالیست می توانند وارد شوند و در انتهای حرکت که قیمت سهم رشد کرد و به ۴۰۰ (ارزش واقعی سهم ) رسید طمع کار ها و غیر حرفه ای ها وارد سهم می شوند تا با ضرر کام خودشان را از این معامله تلخ کنند.

اما تحلیل گران بنیادی کجای داستان هستند؟ تحلیل گران بنیادی حرفه ای با بررسی گزارش هیئت مدیره می توانند در همان مراحل اولیه وارد سهم شوند.

تحلیل تکنیکال یا بنیادی ؟

تحلیل تکنیکال یا بنیادی ؟

چرا تحلیل گر بنیادی باید تحلیل تکنیکال یاد بگیرد؟

برای مثال تحلیل گر بنیادی را در نظر بگیرید که به خوبی ارزش ذاتی سهمی را محاسبه می کند و متوجه می شود که قیمت فعلی سهم پایین است و این سهم پتانسیل بالایی برای رشد دارد.

آیا نتیجه این تحلیل دلیل بر این است که قیمت سهم در ماه ها یا سال های اخیر رشد خواهد کرد؟ قطعا پاسخ این سوال خیر است. یعنی تحلیل گر به درستی سهم را بررسی کرده و ارزش ذاتی سهم بسیار بالاتر از قیمت فعلی آن است اما چون اقبال بازار فعلا روی این صنعت و یا سهم مورد نظر نیست قیمت سهم رشد نمی کند و ممکن است حتی این رشد چند سال به تعویق بیفتد.

اگر معامله گر تحلیل تکنیکال بلد باشد می تواند با استفاده از تحلیل تکنیکال نقطه و زمان مناسب ورود به این سهم را پیش بینی کند و زمان خواب پولش را کمتر کند.

در نهایت یاد گرفتن تحلیل تکنیکال می تواند برای تعیین نقطه ورود مناسب تحلیل گر بنیادی را کمک کند و باعث بیشتر شدن سود معامله وی شود.

چرا تحلیل گر تکنیکال باید تحلیل بنیادی یاد بگیرد؟

حالا اگر تحلیل گر تکنیکالی بنیادی بلد نباشد آن وقت چه اتفاقی می افتد؟ اگر تحلیل گر بخواهد بر روی سهمی که بنیادی خوبی ندارد تحلیل تکنیکال بزند ریسک سرمایه گذاری اش را با این کار بالا می برد. بهتر است سهمی را برای خرید انتخاب کنیم که در عین حال که بنیاد خوبی دارد ٬ نقطه ورودش نیز خوب باشد.

در بازار نمونه های زیادی را می توانید مشاهده کنید که سفته بازان قیمت سهمی را که بنیاد مناسبی ندارد بالا می برند و در قیمت های بالا با انتشار اخبار دروغین مثبت از سهم آن را به افراد طمع کار و مبتدی می فروشند.

این مطلب که از دوره ” درس های معامله گری وارن بافت ” می باشد برایتان مفید است : “ترس و طمع ٬دو دشمن قوی معامله گر”

برای جمع بندی باید خدمتتان عرض کنیم که در نهایت سود بردن شما از بورس است که مهم است و نه تعصب داشتن به یکی از این مکتب های تحلیل گری. برای موفق شدن در بورس نباید خودتان را از هیچ آموزش ارزشمندی محروم کنید و از هر ابزار و عاملی که باعث بیشتر شدن سود شما می شود باید استفاده کنید.

معامله گر خوب معامله گری است که در قدم اول یاد بگیرد چگونه جلوی ضرر کردن در بورس را بگیرد و در قدم دوم برای بدست آوردن سود تلاشش را بیشتر کند.

معرفی عوامل کلان موثر در تحلیل بنیادی

عوامل کلان اقتصادی و سیاسی موثر در تحلیل بنیادی

در مقاله “چگونه یک سهام خوب انتخاب کنیم؟” گفتیم که اگر شما قصد دارید به طور مستقیم وارد بورس شوید، لازم است که قبل از انتخاب سهام یک شرکت و سرمایه‌گذاری در آن، سهام مورد نظرتان را به دقت تحلیل کرده و بررسی نمایید. دو روش اصلی تحلیل در بازار سرمایه تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال است. در این مقاله قصد داریم به صورت اجمالی عوامل کلان اقتصادی و سیاسی که بر روی تحلیل بنیادی اثرگذار هستند را بررسی کنیم.

به طور کلی دو دسته‌ی عوامل اقتصادی و عوامل سیاسی در زمان‌های مختلف به عنوان عوامل کلان بنیادی، می‌توانند بر قیمت سهام اثرگذار باشند. لذا برای جلوگیری از ضرر و زیان و بهره‌گیری حداکثری از نوسانات بازار، لازم است که ابتدا شناخت کافی نسبت به این عوامل داشته باشیم.

شایان ذکر است که عوامل و رویدادهای سیاسی هرچند ممکن است که تأثیر خود را به سرعت بر روی بازارهای جهانی و بازار سهام نشان دهند، اما در واقع این عوامل نیز در بلند مدت بر روی پارامترهای اقتصادی تأثیر خواهند داشت. لذا عوامل سیاسی برای ما بیشتر از جهت سرعت اثرگذاری و تأثیر نهایی بر روی اقتصاد اهمیت دارند.

در ادامه این مقاله به بررسی این عوامل می‌پردازیم…

۱- عوامل کلان اقتصادی

بازار جهانی و قیمت‌های جهانی

از آن جا که بسیاری از شرکت‌های فعال در بازار سرمایه محصولات تولیدی خود را به بازارهای جهانی عرضه می‌کنند، رصد این بازارها و قیمت‌های جهانی برای یک معامله‌گر سهام ضروری است. بسیاری از شرکت‌های فعال در بورس (مثل پتروشیمی‌ها و شرکت‌های تولیدکننده فلزات اساسی) محصولات خود را به مراحل تحلیل فاندامنتال بورس قیمت‌های جهانی یا مطابق آن در بازارهای داخلی به فروش می‌رسانند. نکته قابل توجه این است که این وابستگی به قیمت‌های جهانی در شرکت‌های صادرات محور بیشتر نیز خواهد بود.

همچنین روند قیمت جهانی نفت به عنوان یک متغیر اساسی که بر روی قیمت محصولات پتروشیمی و پالایشگاهی اثرگذار است باید مدنظر قرار گیرد. تغییرات قیمت جهانی نفت چه به صورت مستقیم در صنایع مذکور، و چه به صورت غیر مستقیم به عنوان قیمت انرژی در سایر صنایع، می‌تواند اثرات قابل توجهی را بر روی بهای تمام شده ساخت محصولات و قیمت نهایی محصولات داشته باشد.

یک تحلیلگر بنیادی با بررسی و پیش‌بینی قیمت‌های جهانی همواره خود را از ریسک‌های ناشی از این نوسانات در امان نگه می‌دارد. برای مثال فردی که قصد سرمایه‌گذاری بر روی شرکت‌های تولیدکننده مس (مثل فملی و فباهنر) را دارد، ضروری است که بررسی روند تغییرات قیمت جهانی مس، با استفاده از متغیرهای بنیادی بازارهای جهانی و همچنین تحلیل تکنیکال قیمت جهانی مس را در اولویت خود قرار دهد. در این صورت نه تنها از نوسانات قیمت جهانی متضرر نخواهد شد، بلکه به راحتی می‌تواند سودهای بسیار زیادی را در بازار شناسایی کند.

تولید ناخالص داخلی

تولید ناخالص داخلی که به اختصار به آن GDP (مخفف Gross Domestic Product) هم گفته می‌شود، در بسیاری از تحلیل‌های اقتصادی مورد توجه است. GDP در واقع مجموع تولیدات و خدمات ارائه شده توسط همه بنگاه‌های اقتصادی مقیم کشور در یک سال است. افزایش تولید ناخالص داخلی یک کشور و شتاب رشد در آن، نشان‌دهنده پویایی اقتصاد و کاهش یا کندی رشد آن نسبت به سایر کشورها، نشان‌دهنده ضعف اقتصادی یک کشور است. روش‌های مختلفی برای محاسبه GDP وجود دارد، اما نکته مهم بررسی آماری این شاخص به عنوان یکی از عوامل کلان اقتصادی در تحلیل‌های ما است.

شاخص قیمت تولید

شاخص قیمت تولید (Produver Price Index) به نوعی بیانگر هزینه‌ها و قیمت‌ها در بخش تولید است. این شاخص در واقع به محاسبه قیمت تمام شده و بهای مواد اولیه، دستمزدها و سایر هزینه‌هایی که توسط شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی انجام می‌شود، می‌پردازد. هر مراحل تحلیل فاندامنتال بورس چقدر این شاخص نسب به دوره‌های قبلی افزایش یابد، نشان‌دهنده تورم بیشتر و افزایش بهای تمام‌شده و هزینه بنگاه‌های تولیدی است. لذا با افزایش این شاخص میزان سودآوری شرکت‌ها کاهش یافته و ارزش سهام آن‌ها کم می‌شود. برآورد رشد و شتاب رشد شاخص قیمت تولید، به عنوان یکی دیگر از عومل کلان اقتصادی در تحلیل بنیادی باید در نظر گرفته شود.

سیاست‌های مالی و پولی
  • سیاست‌های مالی: سیاست‌هایی که با استفاده از تغییر هزینه‌های دولتی و درآمدهای مالیاتی برای رسیدن به اهداف مشخصی اتخاذ می‌شود. برای مثال اگر هدف یک دولت کاهش وابستگی و حفظ استقلال اقتصادی باشد، تلاش می‌کند که با صرفه‌جویی در مصارف ارزی تراز تجاری کشور را مثبت کند، اما اگر هدف اصلی کاهش بیکاری باشد، سیاست‌های دولت مبتنی بر ایجاد اشتغال و افزایش تولید خواهد بود. سیاست‌های مالی را می‌توان به دو دسته سیاست‌های مالی انقباضی و سیاست‌های مالی انبساطی تقسیم کرد.
  • سیاست‌های پولی: سیاست‌هایی که با استفاده از ابزارهایی مثل نسبت سپرده قانونی، تغییر در سطح و ساختار نرخ بهره، اعطای تسهیلات بانکی و … و معمولا با هدف کنترل حجم نقدینگی و تورم توسط بانک مرکزی اجرا می‌شود. برای مثال ایجاد محودیت در حجم کل تسهیلات (وام‌ها) می‌تواند باعث کاهش حجم نقدینگی در کشور و کنترل تورم شود.

معمولا هدف سیاست‌های مالی و پولی کشورها با یکدیگر متفاوت است. در کشورهای توسعه‌یافته هدف دولت‌‌ها اشتغال حداکثری و رفع رکود اقتصادی است. در حالی که در کشورهای در حال توسعه هدف اصلی سیاست‌های مالی و پولی افزایش رشد اقتصادی و افزایش درآمدهای دولتی است.

بودجه سالانه

همان‌طور که می‌دانید دولت موظف است در نیمه دوم هر سال بودجه مورد نیاز کشور در سال آینده را به مجلس ارائه کرده و به تصویب برساند. بودجه کشور شامل بخش‌های مختلفی است که به نوعی نگاه دولت به صنایع مختلف را نشان می‌دهد. این توجه می‌تواند آثار خود را به وضوح در بازار سرمایه و شرکت‌های پذیرفته شده در آن نشان دهد. برای مثال توجه ویژه دولت به صنعت خودرو می‌تواند باعث سودآوری شرکت‌های فعال در این حوزه و افزایش قیمت سهام آن‌ها شود. یا رفع موانع صادرات تأثیر قابل ملاحظه‌ای بر روی شرکت‌های صادرات محور خواهد داشت. لذا توجه به ردیف بودجه و بودجه اختصاص یافته توسط دولت به صنایع و موارد مختلف در تحلیل بازار سهام بسیار حائز اهمیت است.

تراز تجاری

تراز تجاری یا صادرات خالص، به اختلاف بین ارزش صادرات و واردات یک کشور اطلاق می‌شود. در صورتی که ارزش صادرات یک کشور نسبت به واردات آن بیشتر باشد، تراز تجاری مثبت (مازاد تجاری) و در صورتی که ارزش واردات بیشتر باشد، تراز تجاری منفی (شکاف یا کسری تجاری) خواهد بود. هر چه صادرات بیشتر باشد پول ملی کشور صادر کننده نیز تقویت خواهد شد. این موضوع می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر روی بازار سرمایه و قیمت سهام شرکت‌ها داشته باشد. در این بین توجه به بازار صادرات محصولات، مشتریان، حجم و پتانسیل بازار صادرات و مواردی از این دست اهمیت بسزایی برای شرکت‌های صادرات محور دارد.

عوامل سیاسی و اقتصادی موثر در تحلیل بنیادی
نرخ رشد اقتصادی

این شاخص بیانگر تغییرات ارزش افزوده‌ای است که در اقتصاد یک کشور نسبت به سال قبل ایجاد شده است. نرخ رشد اقتصادی به صورت درصد بیان می‌شود و به عبارتی بیانگر افزایش یا کاهش تولیدات ناخالص داخلی (GDP) در یک کشور است. مقایسه نرخ اقتصادی یک کشور نسبت به میانگین نرخ رشد اقتصادی در جهان، به عنوان یکی از عوامل کلان اقتصادی می‌تواند دید مناسبی از وضعیت اقتصادی یک کشور را به سرمایه‌گذاران ارائه کند.

بیکاری

یکی از معضلاتی که کشور ما در سال‌های اخیر همواره درگیر آن بوده، بیکاری است. این موضوع و سیاست‌های مقابله با آن، خواه ناخواه آثار مستقیم و غیر مستقیمی در بازار سرمایه نیز ایجاد مراحل تحلیل فاندامنتال بورس می‌کند. در صورتی که دولت بودجه بیشتری را برای کاهش بیکاری اختصاص دهد، طبیعتا از بودجه بخش‌های فرهنگی، زیرساختی و … کاسته خواهد شد. بسته به نوع فعالیت شرکت‌های حاضر در بازار سرمایه تأثیرپذیری آن‌ها از این موضوع می‌تواند مثبت، منفی، کمتر و یا بیشتر باشد.

اما به طور کلی می‌توان گفت که کاهش نرخ بیکاری در بلند مدت، منجر به افزایش تولید و فروش محصولات شده و در سودآوری و رشد قیمت سهام شرکت‌های بورسی تأثیرگذار است.

نرخ ارز

یکی دیگر از عوامل کلان اقتصادی تأثیرگذار بر قیمت سهام در همه دنیا، نوسانات نرخ ارز و ارزش پول ملی است. از آن جا که عمده شرکت‌های بورسی (از نظر وزنی) در کشور ما شرکت‌های صادرات محور هستند، معمولا افزایش نرخ ارز منجر به افزایش سودآوری و افزایش قیمت سهام این شرکت‌ها می‌شود. اما در شرکت‌هایی که مواد اولیه وارداتی بوده یا دارای بدهی خارجی هستند، افزایش نرخ ارز باعث کمبود نقدینگی، افزایش هزینه‌های تولید، کاهش سود خالص و نهایتا کاهش قیمت سهام خواهد شد. لذا یک تحلیلگر باید همواره به صادرات یا واردات محور بودن این شرکت‌ها و میزان وابستگی آن‌ها به نرخ ارز توجه کند.

نرخ بهره

گفته شد که یکی از متغیرهای مهمی که در سیاست‌های پولی دولت‌ها همواره دستخوش تغییر می‌شود، نرخ بهره بانکی است. اگر بانک مرکزی به بانک‌ها اجازه کاهش نرخ بهره را بدهد، سپرده‌گذاری بانکی برای مردم دیگر جذابیت کافی را نداشته و نقدینگی به سمت بازارهای موازی خواهد رفت. در صورتی که این نقدینگی به صورت هدفمند وارد بازار سرمایه شود، باعث افزایش اشتغال، رشد اقتصادی کشور و سودآوری شرکت‌های بورسی خواهد شد. البته توجه کنید که گاهی بانک مرکزی مجبور است برای اجرای سیاست‌های ضد تورمی، با افزایش نرخ بهره نقدینگی موجود در کشور را کنترل نماید.

۲- عوامل سیاسی

اتفاقات سیاسی

فضای امن سیاسی باعث افزایش اطمینان سرمایه‌گذاری و رونق بازار سرمایه‌ می‌شود. البته در کشور ما همواره تنش‌های سیاسی وجود داشته و به نوعی آثار همه آن‌ها در بازار لحاظ شده است. عوامل و اتفاقات سیاسی هرچند ممکن است در کوتاه مدت اثرات قابل توجهی بر قیمت سهام داشته باشد، اما تجربه ثابت کرده است که در بلند مدت اصطلاحا بازار راه خود را خواهد رفت. لذا توصیه به سرمایه‌گذاری بلند مدت از این جهت که اتفاقات مقطعی نمی‌تواند خللی در امنیت سرمایه‌گذاری ایجاد کند، حائز اهمیت است.

رویدادهای با اهمیت

رویدادهای با اهمیت سیاسی همواره بر بازار سهام اثرگذار بوده است. توافقنامه‌ها و نشست‌های مشترک بین سران کشورها از این دست رویدادها هستند. در سال‌های اخیر یکی از مهمترین این رویدادها توافق موسوم به برجام بین ایران و کشورهای عضور گروه ۵+۱ بود. معمولا اخبار و اتفاقات منفی ناشی از این رویدادها باعث کاهش قیمت سهام و به طبع آن کاهش شاخص کل، و اخبار و رویدادهای مثبت منجر به افزایش قیمت سهام و شاخص کل بورس می‌شود. همان‌طور که اشاره شد آثار ناشی از این اخبار کوتاه مدت است. اما نمی‌توان اثرات بلند مدت مجموعه‌ای از رویدادهای مثبت یا منفی را بر بازار سهام نادیده گرفت. لذا رویدادهای با اهمیت سیاسی نیز یکی دیگر از عوامل کلان اثرگذار بر بازار سرمایه هستند.

عوامل کلان موثر در تحلیل بنیادی

عوامل کلان موثر در تحلیل بنیادی

چکیده مطلب :

سرمایه‌گذاری در بازار سهام در گرفتن کد بورسی و یادگیری نحوه معامله کردن خلاصه نمی‌شود. مهم‌ترین و اساسی‌ترین قدم برای سرمایه‌گذاری در بورس، یادگیری تحلیل بازار و ارزشگذاری سهام شرکت‌های پذیرفته شده در آن است. تحلیل بنیادی به عنوان پایه و اساس تحلیل و ارزشگذاری سهام در بازارهای جهانی شناخته می‌شود. یک تحلیلگر بازار سرمایه، برای درک بهتر از مفاهیم اقتصادی و شروع تحلیل بنیادی، نیاز به آگاهی از مفاهیم اساسی مثل سیاست‌های مالی و پولی، ردیف بودجه، تولید ناخالص داخلی، نرخ رشد اقتصادی، نرخ بهره، تراز تجاری و … دارد. آگاهی از این مفاهیم به نوعی باعث برداشت صحیح و شکل‌گیری یک نگاه کلی و جامع نسبت به وضعیت کلی در بازارهای سرمایه‌گذاری به خصوص بازار سرمایه خواهد شد.

تحلیل فاندامنتال چیست؟ آشنایی با مفهوم تحلیل بنیادی

تحلیل فاندامنتال چیست؟ آشنایی با مفهوم تحلیل بنیادی

تحلیل فاندامنتال یا Fundamental Analysis که با اصطلاح تحلیل بنیادی نیز شناخته می شود روشی برای تحلیل وضعیت بازار و تعیین ارزش یک دارایی و تصمیم گیری برای خرید یا فروش آن در بازار های مالی مثل بورس و ارز های دیجیتال یا فارکس است، در این مقاله شما را با مفهوم Fundamental Analysis بیشتر آشنا خواهیم کرد، همراه داتیس نتورک باشید.

تحلیل فاندامنتال چیست؟ آشنایی با مفهوم تحلیل بنیادی

تحلیل فاندامنتال چیست؟

تجزیه و تحلیل بنیادی به زبان ساده به روشی برای اندازه گیری ارزش ذاتی دارایی با بررسی عوامل اقتصادی و مالی مرتبط با آن گفته می شود.

تحلیلگران فاندامنتال هر چیزی را که می تواند بر ارزش دارایی تأثیر بگذارد ، مطالعه می کنند.

از عوامل کلان اقتصادی مانند وضعیت اقتصاد و شرایط صنعت گرفته تا عوامل خرد اقتصادی مانند اثربخشی مدیریت شرکت.

هدف نهایی رسیدن به عددی است که یک سرمایه گذار می تواند آن را با قیمت فعلی یک دارایی مقایسه کند تا ببیند آیا ارزش دارایی پایین آمده یا گران شده است.

این روش تجزیه و تحلیل سهام برخلاف تحلیل تکنیکال که از طریق تجزیه و تحلیل داده های تاریخی بازار از جمله قیمت و حجم ، جهت قیمت ها را پیش بینی می کند به بررسی مسائل بنیادی سهم می پردازد.

تحلیل فاندامنتال معمولاً بر اطلاعات و آمار کلیدی مندرج در صورت‌های مالی شرکت تمرکز می‌نماید تا مشخص کند که آیا قیمت سهام به‌درستی ارزشیابی شده‌است یا نه؟

بخش قابل ‌ملاحظه‌ای از اطلاعات بنیادی، بر اطلاعات و آمار اقتصادملی، صنعت و شرکت تمرکز دارد.

رویکرد معمول در تحلیل شرکت

تحلیل فاندامنتال دربرگیرنده چهار مرحله اساسی است:

در ادامه، هریک از مراحل بالا را تشریح‌می‌کنیم.

تجزیه و تحلیل اقتصاد

وضعیت اقتصاد ملی از آن جهت مطالعه و بررسی می‌شود که مشخص‌ شود آیا شرایط‌ کلی برای بازار سهام مناسب است یا نه؟

  • آیا تورم موثر است؟
  • نرخ‌های ‌بهره در حال افزایش است یا کاهش؟
  • آیا مصرف‌کنندگان کالاها را مصرف ‌می‌کنند؟
  • تراز تجاری مطلوب است؟
  • عرضه پول انبساطی است یا انقباضی؟

اینها تنها بخشی از سئوالاتی است که کارشناس تحلیل فاندامنتال برای تعیین‌کردن تأثیرات شرایط اقتصادی بر بازار سهام با آنها مواجه‌است.

تجزیه و تحلیل صنعت

وضعیت صنعتی که شرکت در آن قرار دارد، تأثیر قابل‌توجهی بر نحوه فعالیت شرکت دارد.

اگر وضعیت صنعت مطلوب نباشد، بهترین سهام موجود در این صنعت نیز نمی‌تواند بازده مناسبی داشته‌باشد.

به‌قول ‌معروف، سهام ضعیف در صنعت قوی، بهتر از سهام قوی در صنعت ضعیف است.

تجزیه و تحلیل شرکت‌

بعد از تعیین وضعیت اقتصاد و صنعت، خود شرکت نیز باید تجزیه و تحلیل شود تا از سلامت مالی آن اطمینان حاصل‌گردد.

این تحلیل، معمولاً از طریق بررسی صورت‌های مالی شرکت انجام‌می‌شود.

از روی این صورت‌ها می‌توان نسبت‌های مالی سودمندی را محاسبه‌نمود.

نسبت‌های مالی به پنج دسته اصلی تقسیم می‌شوند:

  1. نسبت‌های سودآوری‌
  2. نسبت‌های قیمتی‌
  3. نسبت‌های نقدینگی‌
  4. نسبت‌های اهرمی‌
  5. نسبت‌های کارایی (فعالیت)

هنگام تحلیل نسبت‌های مالی شرکت، نتایج حاصل از این تحلیل باید با نتایج سایر شرکت‌های موجود در آن صنعت مقایسه‌ شود تا عملکرد شرکت، شفاف‌تر و روشن‌تر گردد.

حاشیه ‌سود ‌خالص‌

حاشیه‌سود‌خالص شرکت، یکی از نسبت‌های ‌سودآوری است که از طریق‌ تقسیم‌کردن سود خالص به کل فروش محاسبه‌می‌شود.

این نسبت نشان می‌دهد که‌از یک‌تومان فروش شرکت، چه ‌مقدار آن به سود خالص تبدیل‌ شده ‌است.

به‌ عنوان ‌مثال، حاشیه‌ سودخالص ۳۰ درصد نشان‌می‌دهد که ‌از یک‌تومان فروش محصولات شرکت، ۳ ریال سودخالص به ‌دست ‌آمده‌است.

نسبت P/E

نسبت P/E (نسبت قیمت سهام به عایدی هر سهم) از طریق تقسیم‌کردن قیمت جاری سهام به عایدی هر سهم (EPS) در چهار فصل گذشته به‌ دست‌ می‌آید.

این نسبت نشان‌می‌دهد که سرمایه‌گذار برای خریدن یک‌تومان از عواید شرکت، چقدر باید بپردازد.

اگر قیمت جاری سهام، ۲۰ تومان و عایدی هر سهم در چهار فصل گذشته، ۲تومان‌باشد، آنگاه نسبت P/E، ۱۰ به ‌دست‌ می‌آید.

به‌ عبارت ‌دیگر، برای خرید یک‌تومان از عواید شرکت، باید ۱۰تومان بپردازیم.

البته، انتظارت سرمایه‌گذاران از عملکرد آتی شرکت، نقش بسیار مهمی در تعیین نسبت جاری P/E ایفا می‌کند.

رویکرد متداول در تحلیل‌های مالی این است که نسبت‌های‌ P/E شرکت‌های موجود در یک صنعت را با یکدیگر مقایسه‌کنیم.

اگر تمام شرایط دیگر یکسان باشد، شرکتی که P/E آن کمتر است، ارزش بهتری دارد.

این نسبت در تحلیل فاندامنتال بسیار اهمیت دارد.

ارزش دفتری هر سهم‌

ارزش دفتری هر سهم شرکت، یکی از نسبت‌های ‌قیمتی است که‌ از تقسیم‌کردن کل ‌دارایی‌های ‌خالص شرکت (دارایی‌ها منهای بدهی‌ها) به کل سهام موجود آن به‌دست ‌می‌آید.

ارزش دفتری هر سهم می‌تواند در تعیین این موضوع کمک‌کند که آیا سهام شرکت، کمتر یا بیشتر از حد قیمت‌گذاری شده‌است (این موضوع، به روش‌های حسابداری مورد استفاده شرکت و همچنین، عمر دارایی‌های آن نیز بستگی دارد).

اگر سهامی به قیمتی بسیار پایین‌تر از ارزش دفتری آن به ‌فروش ‌رود، می‌تواند نشانگر این باشد که این سهام، کمتر از ارزش واقعی خود، قیمت‌گذاری شده‌است.

نسبت جاری

نسبت جاری، یکی از نسبت‌های نقدینگی است که از تقسیم‌کردن دارایی‌های جاری به بدهی‌های جاری شرکت محاسبه‌می‌شود.

این نسبت، توانایی شرکت را برای پرداخت بدهی‌ها و تعهدات جاری آن نشان‌می‌دهد.

هرقدر این نسبت بالاتر باشد، قدرت نقدینگی آن نیز بالاتر خواهد‌بود.

اگر این نسبت ۳ باشد، بیانگر آن است که دارایی‌های جاری شرکت، برای پرداخت ۳ برابر بدهی‌های جاری آن، کفایت‌ می‌کند.

نسبت بدهی

نسبت بدهی شرکت، یکی از نسبت‌های اهرمی است که از تقسیم‌کردن کل بدهی‌ها به کل دارایی‌های شرکت محاسبه‌می‌شود.

تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال ، کدام بهتر است؟

تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال

تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال ؟ کلیه افرادی که در بازارهای مالی، فعالیت دارند از روش های مختلفی جهت تحلیل بازار بهره می برند. این روش ‌‌‌ها دربردارنده انواع مفاهیم ساده و یا پیچیده ای هستند که سرمایه گذاران برای موفقیت خود، می بایست آشنایی کافی از آنها داشته باشند تا در صورت لزوم و برای تحلیل بازار بتوانند از آنها استفاده نمایند.

در میان انواع مختلف این روشها، تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی یا فاندامنتال، رایج ترین روش هایی هستند که در بازار سرمایه ایران، کارآمدتر بوده و افراد برای ورود به بازار بورس، لازم است ابتدا به یادگیری این مفاهیم بپردازند. اما سوالی که پیش می آید این است : کدام بهتر است؟ تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟

در این بخش به معرفی و بررسی هریک از این دو تحلیل خواهیم پرداخت.

تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال

معرفی تحلیل تکنیکال کاربردهای آن

در تحلیل تکنیکال اعتقاد بر این است که از قیمت می توان هر نوع اطلاعات مهم بازار را دریافت کرد. در واقع این روش بر اساس داده‌های قبلی موجود در بازار مانند قیمت‌، الگوهای گذشته و نمودارها، می تواند به دریافت اطلاعاتی از آینده کمک کند. افراد علاقمند به این روش، با استفاده از نوسانات قیمتی گذشته و برخی شاخص ها همچون، شاخص حمایت، مقاومت و فرکتالی، موفق به تحلیل تغییرات کنونی و آینده بازار می شوند.

ذهنیت افرادی که از تحلیل تکنیکال بهره می برند، بر این است که هرگونه تغییر در قیمت ها در نتیجه تاثیر عوامل مختلف سیاسی، اقتصادی، مالی و روانشناسی بر سرمایه گذاران است. همچنین می توان تغییراتی که در آینده بر روی نرخ سهام وارد می شود را از طریق ارزیابی نوسانات گذشته قیمت سهام، به دست آورد. به این صورت که این اطلاعات مالی با ثبت بر روی نمودارهایی خاص جهت استفاده به منظور الگوی بررسی تغییرات مورد استفاده قرار می گیرند. با این توضیحات، می توان گفت که بر اساس تغییر قیمت می توان روند بازار را تشخیص داد و بر مبنای آن زمان ایده آل برای ورود یا خروج به بازار مالی را پیش بینی کرد.

معرفی تحلیل بنیادی یا فاندامنتال و کاربردهای آن

اما یکی دیگر از روش های ارزیابی بازار، تحلیل بنیادین یا فاندامنتال است که طرفداران این روش، تمرکز خود را بر روی اطلاعات مالی شرکت‌ها قرار می دهند. مواردی مانند ترازنامه، حساب سود و زیان، جریان وجوه نقد، EPS و DPS از آن جمله اطلاعاتی هستند که اهمیت زیادی برای افرادی دارد که از این روش، بهره می برند. در این روش تحلیل که به عنوان یک نوع تحلیل ریشه‌ای و پایه‌ای نیز شناخته می شود، سرمایه‌گذار هر نوع عامل موثر بر قیمت سهام را ارزیابی نموده و تصمیم گیری خود را برای سرمایه گذاری روی سهام مورد نظر، بر مراحل تحلیل فاندامنتال بورس این اساس قرار می دهد.

این سرمایه‌گذاران ابتدا با بررسی و تحلیل بازار و اقتصاد، زمان ایده آل برای سرمایه گذاری را مشخص کرده و سپس با ارزیابی دقیق تر به سراغ صنایع و بنگاه های اقتصادی مختلف که بیشترین بازدهی را دارند، می روند و بهترین گزینه را برای سرمایه گذاری تعیین می کنند. در واقع این تحلیل بر اساس گزارش های مالی و میزان مراحل تحلیل فاندامنتال بورس مراحل تحلیل فاندامنتال بورس سلامت و امتیازاتی که شرکت و مدیران آنها دارا می باشند صورت گرفته و به این طریق، هر نوع رخداد مالی قابل پیش بینی می شود.

بیشتر بخوانید : مروری بر نوسان قیمت نفت

عوامل موثر برای انتخاب تحلیل فاندامنتال یا تکنیکال

تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال

معامله یا سرمایه گذاری؟

ابتدا باید مشخص کنید که در بازارهای مالی، قصد شما سرمایه گذاری است یا معامله؟ در اینصورت می توانید براحتی تشخیص دهید که کدامیک از روش های تحلیل مورد نیاز شما است.

معامله به معنای فرایند خرید و فروش براساس قیمت های روز است و همانطور که گفتیم، در تحلیل تکنیکال بیشتر تمرکز افراد بر روی قیمت است. از این رو، برای افرادی که با دیدگاه معامله وارد بازار سرمایه‌گذاری می شوند، تحلیل تکنیکال بهتر است.

اما در سرمایه‌گذاری با پیگیری و رصد کردن سهام یک شرکت و تشخیص فرصت‌ از تهدید‌، می توان برای سرمایه‌گذاری تصمیم‌ گرفت. به همین دلیل افرادی که دارای افکاری با دید سرمایه‌گذاری هستند از تحلیل بنیادی فاندامنتال بهتر می توانند برای بررسی فرصت های خود استفاده کنند.

برنامه ریزی بلند مدت یا کوتاه مدت؟

اگر برای سرمایه گذاری، آینده نگر هستید و نگرش شما طولانی مدت است، با کمک تحلیل فاندامنتال و اطلاعاتی بنیادی به نتایج بهتری دست پیدا می کنید. اما در صورتی که قصدی برای سرمایه‌گذاری بلندمدت ندارید و هدف شما شرکت در معامله های چند روزه یا چند هفته ای و دریافت سودی است که بلافاصله پس از خرید حاصل می شود، تحلیل تکنیکال نتیجه بخش خواهد بود.

بازار احساسی یا منطقی؟

در زمانی که جو سرمایه گذاری در اثر فضای احساسی ناشی از بررسی قیمت ها تعیین می شود و در این میان، اسناد و مدارک حسابداری جای خود را به نگرش های خوش بینانه یا بدبینانه می دهند، تحلیل تکنیکال، کاربرد بیشتری دارد. همچنین وقتی که بازار سرمایه گذاری به دور از فضای احساسی و در اثر استفاده از اسناد دقیق برخوردار از یک جو منطقی می شود، تحلیل فاندامنتال، نقش پررنگ تری پیدا می کند.

تحلیل فاندامنتال چیست؟

برخلاف تحلیل تکنیکال که بر پیش‌بینی تغییرات قیمت متمرکز است، هدف از تحلیل فاندامنتال تعیین ارزش واقعی اوراق بهادار است. با دانستن ارزش واقعی، یک سرمایه‌گذار می‌تواند آگاهانه در مورد سرمایه‌گذاری تصمیم بگیرد. در این آموزش، با تحلیل فاندامنتال و مؤلفه‌های مختلف آن آشنا می‌شویم.

تحلیل فاندامنتال چیست؟

«تحلیل فاندامنتال» یا «تحلیل بنیادی» (Fundamental Analysis) روشی برای اندازه‌گیری ارزش ذاتی اوراق بهادار با بررسی عوامل اقتصادی و مالی مرتبط با آن است. تحلیلگران بنیادی هر آنچه را که می‌تواند بر ارزش سهام تأثیر بگذارد، مطالعه می‌کنند؛ از عوامل اقتصاد کلان مانند وضعیت اقتصادی و شرایط صنعت گرفته تا عوامل اقتصاد خرد مانند اثربخشی مدیریت شرکت.

هدف نهایی تحلیل فاندامنتال، رسیدن به قیمتی است که سرمایه‌گذار بتواند آن را با قیمت فعلی اوراق بهادار مقایسه کند و مطلع شود که آیا اوراق بهادار کمتر از مقدار منصفانه ارزش‌گذاری شده یا بیشتر از آن. تحلیل فاندامنتال معمولاً از منظر کلان تا خرد برای شناسایی اوراق بهاداری انجام می‌شود که قیمت درستی از آن‌ها در بازار وجود ندارد.

تحلیل بنیادی از داده‌های عمومی برای ارزیابی ارزش سهام یا هر نوع دیگر از اوراق بهادار استفاده می‌کند. به عنوان مثال، یک سرمایه‌گذار می‌تواند با بررسی عوامل اقتصادی مانند نرخ بهره و وضعیت کلی اقتصاد، تحلیل فاندامنتال را برای تعیین ارزش اوراق قرضه انجام دهد.

ارزش ذاتی چیست؟

یکی از مفروضات اصلی تحلیل بنیادی این است که قیمت فعلی سهام، اغلب ارزش شرکت را که توسط داده‌های عمومی در دسترس است منعکس نمی‌کند. فرض دوم این است که ارزش منعکس شده از داده‌های بنیادی شرکت به احتمال زیاد به ارزش واقعی سهام نزدیک‌تر است.

تحلیلگران اغلب از این مقدار واقعی فرضی به عنوان ارزش ذاتی یاد می‌کنند. با این حال، باید توجه داشت مراحل تحلیل فاندامنتال بورس که کاربرد عبارت «ذاتی» معنای متفاوتی در ارزیابی سهام نسبت به معنای آن در سایر زمینه‌ها مانند معاملات اختیارات دارد. در قیمت‌گذاری اختیار معامله از محاسبه استاندارد برای ارزش ذاتی استفاده می‌شود. با این حال، تحلیلگران از مدل‌های پیچیده مختلفی برای رسیدن به ارزش ذاتی یک سهم استفاده می‌کنند. برای رسیدن به ارزش ذاتی سهام یک فرمول واحد و به طور کلی پذیرفته شده وجود ندارد.

به عنوان مثال، ممکن است سهام یک شرکت ۲۰۰ هزار تومان معامله شود و پس از تحقیقات گسترده در مورد شرکت، یک تحلیلگر تشخیص دهد که ارزش آن باید ۲۴۰ تومان باشد. یک تحلیلگر دیگر تحقیقاتی انجام می‌دهد و تعیین می‌کند که ارزش آن سهام باید ۲۶۰ تومان باشد. بسیاری از سرمایه‌گذاران میانگین چنین برآوردهایی را در نظر می‌گیرند و مثلاً‌ در این مورد خاص فرض می‌کنند که ارزش ذاتی سهام ممکن است نزدیک به ۲۵۰ تومان باشد. غالباً سرمایه‌گذاران می‌خواهند سهامی را خریداری کنند که به میزان قابل توجهی کمتر از ارزش ذاتی معامله میشوند.

این امر منجر به این فرض سوم در تحلیل بنیادی می‌شود: بازار سهام در بلندمدت بنیاد‌ها را منعکس می‌کند. مسئله این است که هیچ‌کس نمی‌داند «بلندمدت» واقعاً چه مدتی است.

تحلیل فاندامنتال

چرا باید از تحلیل فاندامنتال استفاده کنیم؟

درک تحلیل فاندامنتال برای تعیین ارزش‌گذاری صحیح سهام در بازار ضروری است. تحلیلگران معمولاً عوامل کلان و خرد را برای شناسایی سهام‌هایی که با قیمت‌های بالاتر و پایین‌تر از ارزش واقعی معامله می‌شوند، بررسی می‌کنند.

اگر یک سهام به درستی قیمت‌گذاری نشود، می‌تواند ارزش پولی بیشتری داشته باشد و سود بالاتری کسب کند. این امر به ویژه در مواردی که ارزش سهام زیر قیمت منصفانه ارزش‌گذاری شده باشد، صادق است.

تحلیلگران تصویر کلان را می‌بینند و وقتی صحبت از تحلیل فاندامنتال می‌شود، به جزئیات می‌پردازند. آن‌ها علاقه دارند وضعیت اقتصاد را به طور کلی ارزیابی کنند و سپس به بررسی صنعت خاص مربوط به سهام بپردازند. البته عکس این ترتیب نیز ممکن است انجام شود.

تحلیلگران بنیادی عوامل جزئی مانند عملکرد فروش شرکت را بررسی می‌کنند. از طریق این تحقیقات است که تحلیلگر می‌تواند ارزش منصفانه بازار را برای یک سهام خاص مشخص کند. این تحلیلگر فاندامنتال است که با مطالعه عوامل اقتصادی مانند نرخ بهره و عملکرد ناشر اوراق قرضه (مانند تغییرات گذشته رتبه‌بندی اعتبار) ارزش اوراق قرضه را تعیین می‌کند.

تحلیل بنیادی سهام از سود، رشد در آینده، درآمد، بازده حقوق صاحبان سهام، حاشیه سود و انواع داده‌های دیگر برای مشاهده عملکرد و ارزش‌گذاری شرکت بهره می‌گیرد. این امر عمدتاً شامل بررسی صورت‌های مالی مربوط به چند ماه یا سال یک شرکت است.

اغلبِ تحلیلگران از عوامل بنیادی برای ارزیابی اوراق بهادار استفاده می‌کنند. اگر تصویر گسترده‌تری از اقتصاد و صنعت را می‌بینید و منابع مالی شرکت را بررسی می‌کنید، در واقع، یک تحلیل فاندامنتال انجام داده‌اید.

تحلیل فاندامنتال کمّی و کیفی چه هستند؟

مشکلی که در تعریف کلمه فاندامنتال یا بنیاد وجود دارد این است که این کلمه می‌تواند هر آنچه را که مربوط به وجوه اقتصادی یک شرکت است، پوشش دهد. عوامل زیادی در بنیادهایی که باید تحلیل شود، نقش دارند. در واقع، تحلیل فاندامنتال می‌تواند به معنای هر چیزی باشد که مربوط به شرایط اقتصادی پیرامون یک شرکت است.

بدیهی است که اعدادی مانند درآمد و سود نیز شامل این بنیادها می‌شوند. همچنین عواملی از سهم بازار یک شرکت تا کیفیت مدیریت نیز بنیادهای یک سهم هستند. عوامل بنیادی مختلف را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: کمی و کیفی.

تحلیل فاندامنتال کمّی

«تحلیل فاندامنتال کمّی» (Quantitative Fundamental Analysis) مربوط به اطلاعاتی است که می‌توان آن‌ها را در قالب اعداد و مقادیر کمی بیان کرد. بنیادهای کمّی ویژگی‌های قابل اندازه‌گیری یک کسب و کار هستند. به همین دلیل، بزرگترین منبع داده‌های کمّی صورت‌های مالی است. درآمد، مراحل تحلیل فاندامنتال بورس سود، دارایی و موارد دیگر را می‌توان با دقت زیادی اندازه‌گیری کرد.

صورت‌ مالی واسطه‌ای است که توسط آن شرکت اطلاعات مربوط به عملکرد مالی خود را افشا می‌کند. تحلیلگران بنیادی از اطلاعات کمّی صورت‌های مالی برای تصمیم‌گیری در مورد سرمایه‌گذاری استفاده می‌کنند. سه صورت مهم مالی عبارتند از: صورت سود و زیان، ترازنامه و صورت جریان وجوه نقد. پارامترهای مهم تحلیل فاندامنتال کمّی را در ادامه معرفی خواهیم کرد.

تحلیل فاندامنتال کیفی

«تحلیل فاندامنتال کیفی» (Qualitative Fundamental Analysis) مربوط به ماهیت یا استانداردها است و عددی نیست. بنیادهای کیفی کمتر ملموس هستند. این تحلیل بنیادی ممکن است شامل کیفیت مدیران کلیدی یک شرکت، شناسایی نام تجاری، حق ثبت اختراع، فناوری انحصاری آن و… باشد.

بنیادهای کیفی مهمی که همواره برای هر شرکت باید در نظر داشت، به شرح زیر هستند:

  • مدل کسب‌وکار: شرکت دقیقاً چه کاری انجام می‌دهد؟ به نظر می‌رسد پاسخ به این پرسش آسان نیست. اگر مدل کسب‌وکار شرکتی مبتنی بر فروش غذای آماده باشد، آیا درآمد خود را از این طریق به دست آورده است؟ یا فقط هزینه‌های حق امتیاز و سرقفلی را پرداخت می‌کند؟ بنابراین، مدل کسب‌وکار یک پارامتر مهم در تحلیل فاندامنتال است.
  • مزیت رقابتی: موفقیت طولانی مدت یک شرکت عمدتاً به دلیل داشتن مزیت رقابتی و حفظ آن است. مزیت‌های قدرتمند رقابتی، مانند نام تجاری و سلطه بر بازار، همانند ایجاد خندقی است که رقبا را از شرکت‌های دارای آن‌ها دور نگه می‌دارد. وقتی یک شرکت می‌تواند به یک مزیت رقابتی دست یابد، سهامداران آن می‌توانند برای دهه‌ها سود خوبی دریافت کنند.
  • مدیریت: برخی معتقدند که مدیریت مهم‌ترین معیار سرمایه‌گذاری در یک شرکت است. این گفته منطقی است؛ اگر رهبران شرکت نتوانند به درستی برنامه‌ها را اجرا کنند، حتی بهترین مدل کسب‌وکار نیز محکوم به شکست است. گرچه دیدار با مدیران و ارزیابی واقعی آن‌ها برای سرمایه‌گذاران خرد دشوار است، اما می‌توان با مراجعه به وب‌سایت شرکت، سوابق اعضای هیئت مدیره را بررسی کرد.
  • راهبری شرکتی: راهبری شرکتی سیاست‌های اعمال شده در یک سازمان را نشان می‌دهد و مبیّن روابط و مسئولیت‌های بین مدیریت‌، مدیران و سهامداران است. این سیاست‌ها همراه با قوانین و مقررات شرکت در اساسنامه شرکت و آیین‌نامه آن تعریف و تعیین می‌شود. افراد تمایل دارند با شرکتی تجارت کنند که از نظر اخلاقی منصف باشد و شفاف و کارآمد اداره شود. به ویژه باید توجه کرد که آیا مدیریت به حقوق سهامداران و منافع آن‌ها احترام می‌گذارد یا خیر.

همچنین، در نظر گرفتن صنعت یک شرکت، پایگاه مشتریان، سهم بازار در بین شرکت‌ها، رشد کل صنعت، رقابت، مقررات و چرخه‌های تجاری عوامل مهم دیگری هستند که باید در نظر داشت. داشتن اطلاعات درباره نحوه کار صنعت درک عمیق‌تری از سرمایه مالی شرکت به سرمایه‌گذار خواهد داد.

تحلیل فاندامنتال

مؤلفه‌های تحلیل فاندامنتال چه هستند؟

تحلیل فاندامنتال از سه مؤلفه اصلی تشکیل شده است:

  1. تحلیل اقتصاد
  2. تحلیل صنعت
  3. تحلیل شرکت

تحلیل فاندامنتال یک رویکرد کاملاً جامع است که نیاز به دانش عمیق در مورد حسابداری، مالی و اقتصادی دارد. به عنوان مثال، تحلیل بنیادی مستلزم توانایی خواندن صورت‌های مالی، درک عوامل اقتصادی کلان و دانش تکنیک‌های ارزیابی است. در درجه اول، پیش‌بینی رشد آینده به داده‌های عمومی مانند درآمد گذشته و حاشیه سود یک شرکت متکی است.

مراحل بررسی وضعیت شرکت ها در تحلیل فاندامنتال

گزارش های تحلیل بنیادی براساس اطلاعات واقعی و دقیق گذشته و شرایط فعلی تهیه میشود. خریدار سهام با توجه به رویدادها و آمار واقعی و با استفاده از دانش و تجربه خود استراتژی مشخصی استخراج کرده و بازار را پیش بینی میکند.

تحلیل فاندامنتال

مراحل تحلیل فاندامنتال بورس

۱. بررسی وضعیت اقتصاد کلی کشور
وضعیت اقتصادی کشور می تواند روی بازار بورس تاثیر داشته باشد به همین دلیل نیاز است که ابتدا وضعیت اقتصاد کلی کشور در تحلیل فاندامنتال یا تحلیل بنیادی مورد بررسی قرار گیرد. در بررسی وضعیت اقتصاد کلی کشور مواردی همچون این که آیا شرایط کلی کشور برای سرمایه گذاری در بازار بورس مناسب است، نرخ های بهره در حال افزایش یا کاهش است، آیا تورم تاثیری دارد، آیا تراز تجاری کشور مطلوب است و آیا عرضه ی پول به صورت انبساطی انجام می شود یا بصورت انقباضی.

تحلیل گران این موارد را مورد بررسی قرار می دهند و بررسی می کنند که آیا شرایط اقتصادی کشور چقدر روی وضعیت اقتصادی شرکت تاثیر می گذارد.

۲. بررسی صنعت شرکت مربوطه
در گام بعدی در تجزیه و تحلیل شرکت ها در تحلیل فاندامنتال شما باید وضعیت صنعت شرکتی که می خواهید سهام آن را خریداری کنید را مورد بررسی قرار دهید. نکته ای که در این باره وجود دارد این است که شرکتی که می خواهید سهام آن را خریداری کنید وضعیت صنعت خوبی داشته باشید زیرا در غیر این صورت شما نمی توانید روی سهام این شرکت حساب کنید. زیرا حتی اگر بهترین سهام این شرکت را نیز خریداری کنید نمی تواند بازده مناسبی دریافت کنید.

در این باره جمله ی معروفی در بازار بورس وجود دارد که می گوید سهام ضعیف در صنعت قوی بهتر از سهام قوی در صنعت ضعیف است.

۳. تجزیه و تحلیل شرکت
پس از این که شما وضعیت اقتصاد کشور و همچنین صنعت شرکتی که می خواهید سهام آن را بخرید را مورد بررسی قرار دادید نوبت به بررسی شرکت می رسد که می خواهید در آن سرمایه گذاری کنید، در این مرحله از تجزیه و تحلیل شرکت ها که در تحلیل فاندامنتال انجام می شود، صورت های مالی شرکت را مورد بررسی قرار دهید تا بتوانید به نسبت مالی سودمندی برسید.

۴. تعیین وضعیت سهام شرکت
در نهایت نوبت به این می رسد که شما سهام شرکتی که می خواهید آن را خریداری کنید را مورد ارزیابی قرار دهید شما باید بررسی کنید که آیا قیمتی که برای سهام شرکت مورد نظر مراحل تحلیل فاندامنتال بورس در نظر گرفته شده است درست یا خیر. برای این که بتوان ارزش سهام یک شرکت را مورد ارزیابی قرار داد راه های زیادی وجود دارد و می توانید از الگوهای مختلفی برای انجام این کار استفاده کنید که در ادامه این الگو را مورد بررسی قرار می دهیم:

الگوهای سود سهام : شما با استفاده از الگوی سود سهام می توانید به ارزش فعلی سود سهام شرکتی که می خواهید سهام آن را خریداری کنید پی ببرید.
الگوهای دارایی : همان طور که از نام این الگو مشخص است، این الگو ارزش دارایی یک شرکت را مورد بررسی قرار می دهد.
الگوهای عواید : در نهایت نوبت به الگوهای عواید می رسد که شما می توانید با استفاده از الگوهای عواید ارزش فعلی عواید مورد انتظار شرکت را مورد بررسی قرار دهید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا